تازه های پرتال




» رنگ
هنگامی که به رنگها نگاه می کنیم تاثیری دوگانه در ما ایجاد میشود.اثر اولیه صرفا فیزیکی است.
رنگهای شاد که اکثرا گرم هستند و اثری لذت بخش وشاد دارند و یا رنگهای سرد که اثری پر از احساس
- آرامش و یا سردی دارند که البته این احساسات فیزیکی پایدار نمی باشند ودر کوتاه مدت اثر عمیق ندارند .
- اما تاثیر دیگر روحی میباشد که زنجیره ای از احساسات را تداعی میکند .
- چشم شدیدا به سوی رنگهای روشن وشفاف و بیشتر رنگهای گرم جذب می شود .
شنگرف(رنگ قرمز)فریبندگی آتش را دارد آتشی که همیشه انسان را جذب کرده است و یا حس خطر را در انسان بر انگیخته است
یا رنگ زرد تند که در لحظه اول چشم را می آزارد و ما در جستجوی آرامش نگاه خود را از زرد به سوی آبی یا سبز می گردانیم .
در کل نمی توان برای تمام رنگها حس خاصی را بیان کرد زیرا انسانها با هم متفاوتند و هر کدام شخصیت متفاوتی دارند و همینطور درک و گذشته متفاوتی از یکدیگر را دارا هستند که اینها همه بر روی تاثیر آنها از رنگها موثر می باشد بنابر این تمام حسها به رنگها نسبی هستند و مطلق نیستند حتی برای یک نفر چون به مرور زمان قابل تغیر هستند .
بسیاری از رنگها هستند که به عنوان رنگ خشن وزبر و بعضی دیگر به رنگهای نرم و و لطیف توصیف شده اند به طوری که انسان حس می کند که می خواهد آن رانوازش کند .
تمایز بین رنگهای سرد وگرم نیز موهون چنین ارتباطی است .مثلا رنگ قرمز لاکی که به نظر نرم می آید ویا سبز کبالتی که حتی هنگام خارج شدن از لوله رنگ به نظر سخت و خشک می آید.
علاوه بر چنین حسهایی با رنگهای معطر مواجه می شویم و همینطور صدای رنگها . به سختی می توان کسی را یافت که رنگ زرد روشن را به نت بم ویا قرمز لاکی را به نت زیر نسبت دهد .
این مسئله از لحاظ تئوری و عملی مورد بررسی بسیار قرار گرفته است. همچنین تلاش شده است تا به کودکان کم استعداد در موسیقی بانسبت دادن رنگها به نتها نواختن پیانو آموزش داده شود .
کسانی که با رنگ درمانی chromothrapy)) آشنایی دارند می دانند که نور رنگی تاثیرات خاصی بر جسم می گذارد .
مانند قرمز روشن که قلب را تحریک می کند در حالی که آبی روشن می تواند سبب آرامش شود.
بنابراین رنگ می تواند بر بدن انسان به عنوان یک ارگانیسم فیزیکی تاثیری عظیم بر جای بگذارد . پس ما می توانیم با ریختن رنگها روی بوم سفید بیننده را پر از حسهای خوب کنیم که می تواند آرامش و شادی را به ارمغان بیاورد .
مثلا یک رنگ سبز با هارمونی های زیبا و کنتراست مناسب در یک تابلو به ابعاد ۵۰ در ۷۰ و یا هر ابعاد دیگر به خوبی می تواند یک حس پر از سر سبزی و شادابی رو به ارمغان بیاورد و حتی قدرت این را داشته باشد که مثل خود طبیعت عمل کند بنابر این یک تابلو می تواند از لحاظ بصری وزیباشناسی چشم و روح را نوازش بدهد و نه به اندازه ابعادش بلکه به وسعت حسی که به بیننده می بخشد.
در اصل نقاشی دو صلاح در اختیار دارد:
- رنگ
- فرم
فرم به تنهایی می تواند نمایانگر یک شئی (واقعی یا غیر واقعی ) باشد.
پیوندی اساسی بین رنگ و فرم بر قرار می باشد.فرم به تنهایی حتی اگر انتزاعی و هندسی باشد دارای نیروی تداعی درونی است.
یک مثلث ارزش معنوی ویزه خود را داراست .
این ارزش در ارتباط با فرمهای دیگر اگر چه تغیر می کند اما از نظر کیفی تغیری نمی یابد .
این امر در مورد دایره مربع یا هر شکل هندسی دیگر نیز صادق است
می توان گفت که فرم ورنگ تاثیری متقابل بریکدیگر دارند.
دایرهای آبی مربعی سبز یا مثلثی نارنجی دایره زرد و مربع آبی همانگونه که از نظر شکل متفاوتند از نظر ارزشهای معنوی نیز گوناگون هستند.
برخی از فرمها مانع بروز ارزش بسیاری از رنگها شده و حتی آن را نیز خنثی می کنند .
در مجموع رنگهای تند با اشکال تیز (مثلا یک مثلث زرد)و رنگهای ملایم و عمیق با فرمهای مدور(مثلا دایرههای آبی)متناسب می باشد.
ولی باید به یاد داشت که تلفیق نا مناسب فرم و رنگ ناهماهنگ نیست بلکه شاید بتوان با کاربرد ماهرانه امکانات جدیدی را در هارمونی عرضه نمود.
فرم به مفهوم دقیق چیزی جز خط جدا کننده سطح و رنگ نیست واین معنای ظاهری آن است ولی یک معنای درونی با شدت متفاوت دارد و به عبارت صحیح تر فرم تجلی ظاهری این معنای درونی ست.اگر به یک
شکل هندسی زرد خیره شویم ویزگی گستاخ و مهاجمش آشکار شده ودر ما ثاثیری آشفته می گذارد.
ترکیب رنگ زرد با آبی یک رنگ بیمار گونه را به وجود می آورد.
در آبی نیروی معنوی عمیقی یافت می شود و حرکتهای فیزیکی آن به سوی مرکز خود می باشد.
- دوری از بیننده
- حرکت
تمایل آبی به عمق چنان نیرومند است که جذابییت درونی آن با عمیق تر شدن رنگمایه اش نیرومند تر می گردد.
آبی نماینده رنگ آسمان است که همراه با آرامش می باشد .
هنگامی که به سوی سیاه میرود اندوهی را باز می تاباند و چون به سوی سفید می رود جذابییتش کمتر می شود.
ترکیب متعادلی از آبی و زرد سبز را به وجود می آورد حرکت افقی و نیز حرکت به سوی مرکز و یا خارج از ان متوقف می شود .از این رو تاثیر ان بر روح از طریق چشم از بین رفته و بی حرکت می گردد.
سبزدر میان رنگها آرامترین رنگ است.سبز همراه با حفظ خصوصیات ملایم و آرام خود با افزایش زرد روشن شده و با افزایش آبی به سوی عمق میل می کند .
درباره سفید که اغلب با بی رنگی مترادف است و سمبل دنیایست که در آن همه رنگها به یک صفت معین ناپدید شده اند.
بنابر این هارمونی سفید سکوت است سکوتی سرشار از امکانات و در مقابل آن از نظر ظاهری سیاه رنگی است با نوعی پس زمینه خنثی که در برابر آن کمرنگترین رنگمایه های رنگهای دیگر به وضوح جلو تر دیده می شوند .
سیاه در این خصوصیت با سیاه تفاوت دارد زیزا تقریبا همه رنگها با سفید ناسازگارند و یا حتی یکدیگر را خنثی می کنند .
بی دلیل نیست که سفید سمبل شادی و پاکی و سیاه نشانه اندوه و مرگ می باشد
وترکیبی از سیاه و سفید خاکستری را به وجود می آورد که همانطور که گفته شد ساکن و بی حرکت است پدیدهای است متشکل از دو رنگ غیر فعال که آرامش آن هیچ یک از توانهای فعال سبز را ندارد.
با مخلوطی از سبز و قرمز ترکیبی مشابه خاکستری به وجود می آید ترکیبی معنوی ساکن گرم و باحرارت.
و اما قرمز نیروهای متنو ع قرمز بسیار چشمگیرند . با استفاده ماهرانه از رنگمایه های مختلف قرمز میتوان سوزه اصلی را گرم یا سرد کرد
قرمز روشن شباهت خاصی به زرد متوسط دارد شباهتی در بافت وجذبه و حس قدرت که نیرومندی ثبات و پیروزی را منتقل می کند .
شنگرف قرمزی است با احساسی شدید مانند فولاد ملتهبی که می توان آن را با آبسرد نمود. ..
که این التهاب را می توان با رنگ آبی سرد نمود زیرا نمی تواند ترکیب شدن با رنگ سرد تحمل کند .
التهاب قرمز در خودش است به همین خاطر محبوب تر از زرد است . قرمز به طور مجرد رنگمادی است
ترکیب قرمز با سیاه التهاب قرمز را فر و می نشاند ولی از ترکیب آن دو قهوهای به وجود می آید .
ترکیب ماهرانه می تواند جذبه خاصی به وجود آورد .قرمز سرد (روناس) را می توان مانند هر رنگ اساسا سردتیره تر کرد مخصوصا با ترکیبی از رنگ آبی نیلی خصوصیت رنگ تغیر می کند .
نارنجی:
نارنجی قرمز گرمی است که با رنگ زرد مناسبی تشدید شده است . این ترکیب تقریبا قرمز را در معرض دید بیننده قرار می دهد .
همین طور که نارنجی قرمزی است که به وسیله زرد به سوی انسا ن کشیده می شود بنفش قرمزی است که به وسیله آبی خود را از انسان دور می کند. ..
بنفش بنابراین هم از نظر فیزیکی و هم حس معنوی یک قرمز سرد شده است .
این رنگها با تمام احساساتی که در باره آنها گفته شد از بافتی لطیف برخوردارنئ ودر روح احساساتی والا را بر می انگیزند .
احساساتی والاتر از آنچه که در قالب کلمات درآید.
مطمئنا هر رنگمایه ای را می توان با کلمات توصیف نمود ولی این توصیف همیشه نارسا خواهد بود .
آن بخشی که کلمات از بیان آن عاجزند نه تنها بی اهمیت نیست بلکه بخش مهم و اصلی می باشد.
شاید با این امکان ناپذیری بیان رنگها در قالب کلمات فرصتی دیگر برای هنر وجود داشته باشد.
بنابر این استفاده درست و مناسب از رنگمایه های مختلف یک رنگ یا چندین رنگ می تواند به تابلو جانی تازه بدهد
- » تاسوعا تعطیل است یا خیر؟
- » ارزش غذایی کشک
- » کنایه آبی پوشان به فتح الله زاده
- » فیلمهایی که در عید اکران می شود
- » دختر ۱۴ ساله ای که حساب پدرش را خالی کرد
- » غذای تجملاتی اعراب پولدار/عکس
- » پیش فروش میلیاردی عکس فرزند کیم کارداشیان
- » جشن تولد میترا حجار همزمان با جشنواره/عکس
- » فرزند دختر کیم کارداشیان و دوست پسرش
- » قالیباف و پسر و همسرش/عکس
- » رقص همسر اوباما در یوتیوب محبوب شد/عکس
- » ۸ حرکتی که باعث جدایی شوهرتان می شود
- » سوتی یک آرایشگر هنگام آموزش دادن/عکس
- » خوشبختی یعنی همین … /عکس
- » بازیگر سریال زمانه و همسرش/عکس












موضوعات مطلب :
تعداد نمایش مطلب : 
















